فلسفه_ ادبیات_ اندیشه_ سنگِ نادر

  • صفحه ی اصلی
  • پدیدار شناسی از آغاز تا انجام
  • هراکلیتوس
  • ارسطو
  • فلسفه در قرون وسطی
  • رنه دکارت
  • بندیکت اسپینوزا
  • لایپ نیتس
  • جان لاک
  • فردریش نیچه
  • پرداخت های فلسفی
  • تحقیق و تفسیری بر نهیلیسم
  • بخش فلسفی_ ادبی به زبان کردی
  • و صادق هدایتDeconstraction
  • صادق هدایت نیچه ی ایرانی
  • درس گفتارهای رادیو بیستون
  • بوفِ فکورِ قصهً بوف کور
  • بوف کور_ صادق هدایت
    • توپ مرواری
    • مکالمات سقراطی
    • غزلیات
    • مقاله ها
    • کتاب ها
    • جغد های سرگردان
    • چهار پاره ها
    • آثار دیگران
    • شعر نو
    • داستان_ درّه ی جزامیان
    • تحلیل و ساخت گشایی_ نقد آثار دیگران
    • کاروانی شعری هه ورامی
    • مصاحبه با بهمن قبادی کارگردان دلسوز
    • تاریخچهً شوراهای سنندج_ فتی کلاه قوچی 
      • مواضع وارونهً چپ و راست.نوشته ی فتی کلاه قوچ&
      • Shame on Denemark شرم بر دانمارک
      • اطلاعیه ها
      • اخبار کارگری_مصاحبه ها_تحلیل ها
      • اعدامهای فرودگاه سنندج1358
      • نوشته های اردشیر نصرالله بیگی
      • تماس با ما
      • کتاب آرش زمانه_فرزاد کمانگر
      • داستان-یادت هست-فلسفی
      • ادبیات کارگری
      • گردان شوان- واقعیتی بسیار تلخ
      • fotos pishmarge

      گاهی زخم های مردم را از زبان هنرمندان شنیدن، بسیار بهتر از نوشتاری طولانی است. بخصوص کسانی که از روی صداقت و درستی و راستی، در راه آگاهی _ فرهنگ و واقعیت اجتماع کار کرده اند. شنیدنِ این یاران، شنیدن واقعیات و پدیدارهای موجود در اجتماع ایرانی است. و آشنا شدن ژرفناک تر با مشکلات و معضلات ایرانیان. و پرسش اینکه چرا هنر در ایرانِ دیروز و امروز، هنوز هم سر به دار است؟ و دیگر اینکه چرا آثار رئالیستی، زیر تیغ سانسور قرار می گیرد؟
      فیلم مستی اسبها_ واقعیت زندگی کردها در مرز ایران و عراق است. چرا نمی خواهیم  با این واقعیات اجتماع روبرو شویم؟ و چرا این دست کارهای رئالیستی، در ایران سر به دار می شوند؟ آیا همه ی ما در این روند ِ بیمار، مسئول نیستیم؟،

      Create a free website with Weebly